پیوندها




























نام و نام خانوادگی
شماره تماس
پست الکترونیک
وب سایت
موضوع خاطره
متن
کد امنیتی
ماسک ضد شیمیایی و کاربرد های آن
فروردین سال 62 بود بچه های بهداری لشکر برای مدت کوتاهی در هتل بین المللی آبادان که توپ خورده بود و قسمتی از آن تخریب شده بود مستقر شدیم قرار بود قبل از عملیات آموزشهایی را بگذرانیم تکهای شیمیایی دشمن شروع شده بود و ضرورت داشت با ماسک آشنا شویم و ما هم که بهداری بودیم اولین کسانی بودیم که با این تجهیزات کار کنیم ماسکهای اولیه کمی نامتعارف بود و برای کسانی که تا حالا ندیده بودند میتوانست غیر منتظره باشد یک شب نشسته بودیم توی یکی از اتاقهای هتل خدا زحمت کند شهید عراقی زاده ( مجید ) به من گفت : حبیب بیا یک کم سر به سر بچه بگذاریم گفتم چه کار کنیم ؟ گفت : ماسک میزنیم یک پتوی سیاه سربازی را هم روی دوش می اندازیم و ناگهان در اتاق بچه ها را باز میکنیم و به داخل هجوم می بریم فکر میکنی عکس العمل آنها چه خواهد بود . همین کار را کردیم بچه ها بی خبر از همه جا نشسته بودند و تعریف میکردند نور اتاق هم کم بود ناگهان در را باز گردیم و با صدای وحشتناکی که از خودمان در آوردیم داخل اتاق هجوم بردیم و پریدیم وسط بچه ها بیچاره بچه ها که انتظار همچه صحنه ای نداشتنتد هر کدام به طرفی پرتاب شدند. خاطره ایی از رزمنده دلاور :حبیب اله میرزایی
شماره پیامک ارتباطی  : 10006264